تقسیم کار و هماهنگی بین یکان موشکی سپاه قدس رژیم و یکان سیاسی خارج کشوری آن در حمله های
پیشین به اشرف و لیبرتی در رسانه های مقاومت تقریبا به صورت گسترده ای مطرح شد و
دلایل و فاکتها آنقدر منطقی و روشن بود که کسی در آن هماهنگیها ابهامی برایش باقی
نماند. روح و جوهر حاکم بر آن تقسیم کار این بود که همه تقصیر بر گردن خامنه ای و
سپاه قدس نیست، بلکه مجاهدین و بویژه رهبرانشان هم مقصرند. این مقدمه برای این بود
که بگویم در واقع هماهنگی و همنوایی این بار این دو بال سیاسی و نظامی علیه
مجاهدین در وقاحت و شناعت سقف زد و آنقدر علنی و «شفاف» بود که فقط نوشته های یکان
سیاسی ولی فقیه را اگر بخوانیم ، کافی است.
در این رابطه خواندن مطلب برادر ارجمندمان مهدی خدایی صفت را به شما توصیه میکنم: وی تصریح کرده است که :
اکنون جنایت
اول صورت گرفته و نوبت به جنایت مکمل توسط یکان موشکهای سیاسی رسیده است. البته که
این تقسیم کار هم چیز جدیدی نیست و همواره بخش جدایی ناپذیر و مکمل شکنجه و اعدام
مجاهدین و سرکوب رزمندگان آزادی بوده و هست. و آنقدر درطبیعت و تاریخ هم تکرار شده
که به انواع ضرب المثل تبدیل شده است. آخر می گویند «میراث خرس به کفتار می رسه».
و حالا طبق معمول، پاسداران سیاسی درمیانة آتش و خون، برسر اجساد و خونهای ریخته
شده حاضر شده و قربانی را بهجای دژخیم، شلاق کش میکنند. با این تفاوت که این بار
فضیحت، آنقدر عیان است که دیگر نیاز به ردگم کنی با فرمول 20-80 یعنی 80 علیه رژیم
و 20 علیه مجاهدین هم ندارند و 100 را یکجا علیه خود مجاهدین نثار میکنند. کافی
است نگاهی به سایتهای آنها بکنید و بیش از همیشه کر هماهنگ را که نیاز به هیچ
تحلیل و تفسیری ندارد، ببینید. مضمون همة آنها یک چیز بیشتر نیست؛ متهم کردن
قربانی بجای دژخیم؛ و خلاصه اثبات همان گفتة امام دجالشان که بله: اینها خودشان
خودشان را شکنجه میکنند و خودشان خودشان را می کشند…